واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

598

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

و على تگين سفيران محمود را كه عازم خدمت « سلاطين ترك » يعنى حكام و اميران تركستان شرقى بوده‌اند ، اجازهء عبور نمىداده « 1 » . در سال 416 هجرى / 1025 ميلادى محمود از آمودريا گذشت « 2 » و بدين‌منظور جسرى - پلى قايقى - بر آن رود بست كه به زنجير استوار گرديده بوده « 3 » . از ميان صاحبان و اميران ماوراء النهر نخست امير صغانيان ( چغانيان ) و پس از وى خوارزمشاه التونتاش به محمود پيوستند . محمود براى لشكريان فراوان خويش اردوگاهى برپا كرد و فرمود تا براى خود وى خرگاهى كه ده‌هزار سوار را جاى مىداد برپا كنند . در همان زمان قدر خان از سوى كاشغر وارد ماوراء النهر شد ، گرديزى قدر خان را « سالار همهء تركستان » « خان بزرگ » مىخواند . او تا سمرقند پيش رفت . و اگر سخن بيهقى « 4 » را باور كنيم ديدارى دوستانه بين او و محمود در كنار دروازهء سمرقند صورت گرفت . اما از داستان مشروح‌ترى كه گرديزى نقل مىكند چنين مستفاد مىگردد كه اردوگاه محمود - كه خان بدانجا رفت - در نقطه‌اى بسيار جنوبىتر قرار داشته ، زيرا كه خان « سوى سمرقند آمد و از آنجا پيشتر آمد بر سبيل صلح و دوستى تا بيك فرسنگى سپاه امير محمود رسيد و آنجا فرود آمد و سراى پرده بفرمود تا بزدند و رسولان بفرستاد و امير محمود را رحمة اللّه از آمدن خويش خبر داد و اشتياق نمود بديدار او » « 5 » .

--> ( 1 ) - دليل اخير در تأليف ابن اثير مذكور است ( چاپ - تورنبرگ ، IX ، 323 . ) ( 2 ) - دربارهء وقايع بعد رجوع شود به « متون » ، ص 17 - 14 ( گرديزى ) ( 3 ) - شرح فنى كه در متن آمده براى من كاملا روشن نيست . ( 4 ) - چاپ مورلى 82 ، 255 ؛ ( چاپ غنى - فياض ، 79 ، 216 ) . ( 5 ) - ( گرديزى ، نسخهء خطى كمبريج ، ورق a 124 ؛ چاپ محمد ناظم ، 82 ) [ مستخرجات ما از چاپ تهران - شادروان قزوينى مىباشد - مترجم ]